پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴

حرف ما با تو شب دوش چه بود

سخن آن لب مینوش چه بود

سخنی بود که از خاطر ما

سر بسر گشت فراموش چه بود

نشاه مستی مستان خراب

زان خم باده سر جوش چه بود

همه شب در بر رندان دغل

کار آن ترک قبا پوش چه بود

با دل شیفتگان شام و سحر

راز آن زلف و بنا گوش چه بود

تا بخال و خط رعنا پسران

کار یاران قدح نوش چه بود

از خرابات مغان تا بفلک

همه شب غلغله نوش چه بود

من بگویم که شب دوش گذشت

تو بگو باز شب دوش چه بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۶کفر زلف تو دگر باره مسلمانم کرد
  2. شمارهٔ ۱۷۷چشم مست تو مگر باز چه در سر دارد
  3. شمارهٔ ۱۷۸لطف تو سنگ را بنظر گوهر آورد
  4. شمارهٔ ۱۷۹این همه آشوب و غوغا بر سر کوی تو چند
  5. شمارهٔ ۱۸۰نگینی گر بدست جم نباشد
  6. شمارهٔ ۱۸۱باده نوشان بیخود از جام تواند
  7. شمارهٔ ۱۸۲بهار شد که جهان خرمی ز سر گیرد
  8. شمارهٔ ۱۸۳عشق آمد و یکباره ز خود بی خبرش کرد
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.