پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۲

تیره شد گیتی و هنگام طرب باز آمد

مژده ای خلوتیان نوبت شب باز آمد

وقت پیمودن کاس آمد و پر کردن طاس

نوبت پر زدن مرغ طرب باز آمد

وقت راحت شدن از صحبت ابنای جهان

گاه آسودگی از رنج و تعب باز آمد

جان بلب آمده بود از غم و اندیشه روز

شب شد و جان بتن و جام بلب باز آمد

ساقی دوش که روز از نظرم غائب بود

چون شب آمد بیکی شکل عجب باز آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۴حرف ما با تو شب دوش چه بود
  2. شمارهٔ ۱۷۵دوش ترک مست ما با طره آشفته بود
  3. شمارهٔ ۱۷۶کفر زلف تو دگر باره مسلمانم کرد
  4. شمارهٔ ۱۷۷چشم مست تو مگر باز چه در سر دارد
  5. شمارهٔ ۱۷۸لطف تو سنگ را بنظر گوهر آورد
  6. شمارهٔ ۱۷۹این همه آشوب و غوغا بر سر کوی تو چند
  7. شمارهٔ ۱۸۰نگینی گر بدست جم نباشد
  8. شمارهٔ ۱۸۱باده نوشان بیخود از جام تواند
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.