پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

بنویس نامه گر رقم قتل ما بود

چون نقش کلک تو است همان خونبها بود

گر نام من بنامه بدشنام میبری

دشنام کز زبان تو باشد دعا بود

گر بند میکنی و گر آزاد، بنده ایم

لیکن فروختن بدگر کس خطا بود

آخر چرا حواله باغیار میکنی

ما را بگو بمذهب عشق این روا بود

من هر چه میکنی تو سزاوارم از جفا

لیکن جفا ز مثل توئی ناسزا بود

در روی دوست تیر جفایش گر از قفا

آید نه عاشق است که رو در قفا بود

نیکم بگو جواب که هرگز جفا و جور

پاداش دوستی و سزای وفا بود

مثل حبیب حیف بود بنده ای بجور

از بند بندگی تو جانا، رها بود

مهر توام ببسته لب از ماجرای خویش

ورنه میان ما و تو صد ماجرا بود

باشد هزار بنده ترا خوب تر ز من

لکین مرا بمثل تو خواجه کجا بود

آخر بگو که اینهمه کم التفاتیت

با این فقیر خسته بیدل چرا بود

نوک قلم گریست بر احوال زار من

لیکن بنزد آندل سنگین هبا بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱باغ را نوبت نشور آمد
  2. شمارهٔ ۱۷۲تیره شد گیتی و هنگام طرب باز آمد
  3. شمارهٔ ۱۷۳آمد مه خورداد که در غم نتوان بود
  4. شمارهٔ ۱۷۴حرف ما با تو شب دوش چه بود
  5. شمارهٔ ۱۷۵دوش ترک مست ما با طره آشفته بود
  6. شمارهٔ ۱۷۶کفر زلف تو دگر باره مسلمانم کرد
  7. شمارهٔ ۱۷۷چشم مست تو مگر باز چه در سر دارد
  8. شمارهٔ ۱۷۸لطف تو سنگ را بنظر گوهر آورد
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.