پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

هردم بشارت‌های جان، از هاتف دل می‌رسد

هرکس نهد در ره قدم، آخر به منزل می‌رسد

ای موسی بحر آشنا خضر است ما را ناخدا

چون بشکند کشتی ما، زودتر به ساحل می‌رسد

یک نقطه دارد پیش و پس عاقل ز غافل فرق و بس

با لطف حق در یک نفس، غافل به عاقل می‌رسد

گر غافلی در بیدلی خیز و بجو اهل دلی

از التفات کاملی، ناقص به کامل می‌رسد

وامانده از صوت جرس با شبهه و بانگ فرس

گام ار زند در یک نفس همراه محمل می‌رسد

یک نکته زین درس و سبق باید نگردانی ورق

مشنو که هرگز کس به حق از راه باطل می‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵بنقد حال شدم خاک هر چه بادا باد
  2. شمارهٔ ۱۶۶ترکم امشب بسرا بیخود و مدهوش آمد
  3. شمارهٔ ۱۶۷هر که امروز فکر فردا کرد
  4. شمارهٔ ۱۶۸خوشا شراب و جوانی و می ببانگ سرود
  5. شمارهٔ ۱۶۹بنویس نامه گر رقم قتل ما بود
  6. شمارهٔ ۱۷۰مثال مومن از مزمار گفتند
  7. شمارهٔ ۱۷۱باغ را نوبت نشور آمد
  8. شمارهٔ ۱۷۲تیره شد گیتی و هنگام طرب باز آمد
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.