پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۱

ترکیم سحرگاهان، در بستر خواب آمد

با زلف پریش آمد، با حال خراب آمد

با طره شوریده با زلف پریشیده

با لعل لب میگون با جام شراب آمد

چون دید که رنجورم بیچاره و مخمورم

از اهل و وطن دورم، از راه نواب آمد

آشفته و مستانه چون مردم دیوانه

با ساغر و پیمانه با ناز و عتاب آمد

ای مونس جان بر گوی راز دل این مشکوی

که نیمه شبم زاین کوی آهنگ رباب آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۳هردم بشارت‌های جان، از هاتف دل می‌رسد
  2. شمارهٔ ۱۶۴عمر برآمد مرا به نیمه هفتاد
  3. شمارهٔ ۱۶۵بنقد حال شدم خاک هر چه بادا باد
  4. شمارهٔ ۱۶۶ترکم امشب بسرا بیخود و مدهوش آمد
  5. شمارهٔ ۱۶۷هر که امروز فکر فردا کرد
  6. شمارهٔ ۱۶۸خوشا شراب و جوانی و می ببانگ سرود
  7. شمارهٔ ۱۶۹بنویس نامه گر رقم قتل ما بود
  8. شمارهٔ ۱۷۰مثال مومن از مزمار گفتند
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.