پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱

پیر مغان گناه مرا گر ثواب کرد

تبدیل سیئات بحکم کتاب کرد

روز حساب را که بفردا نهاد شیخ

امروز پیر میکده یوم الحساب کرد

تسنیم و خلد و کوثر و طوبی و سدره را

یکجرعه آب کرد و بجام شراب کرد

آباد بر زمین خرابات و دست پیر

کزیک قدح شراب، جهانرا خراب کرد

فاروق حق و باطل و میزان قسط و عدل

پیمان پیر ماست که فصل الخطاب کرد

زان حلقه ها که بر در مسجد بکوفتیم

ما سالها ز دیر مغان فتح باب کرد

پنهان شد از دو دیده ز بسیاری ظهور

با ماهیان بحر فنا کار آب کرد

دیوانه ای بسخره اطفال شهر خاست

از بهر سنگ و چوب مرا انتخاب کرد

در خواب گرد خویش زدم طوف و دوش پیر

از طوف کعبه دل تعبیر خواب کرد

روزی بسوی میکده راهم گشود پیر

کز خانقاه مدرسه شیخم جواب کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳صبح است و صبوح است بیائید بیائید
  2. شمارهٔ ۱۵۴میزند روز و شب جرس فریاد
  3. شمارهٔ ۱۵۵بیا که طره تو میل شور و شر دارد
  4. شمارهٔ ۱۵۶بنده گر سر بر آستان باشد
  5. شمارهٔ ۱۵۷هردم بشارت‌های دل از هاتف جان می‌رسد
  6. شمارهٔ ۱۵۸آزار تو ایدوست دل آزار نباشد
  7. شمارهٔ ۱۵۹حلقه بر هر در زدم دیدم در میخانه بود
  8. شمارهٔ ۱۶۰شاهدی مستانه آمد زاهدی مستور شد
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.