پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

کفر زلف تو عرض ایمان کرد

هندوی کافرم مسلمان کرد

اهرمن جادوئی بخاتم جم

داد تشریفم و سلیمان کرد

نرگس نمیخواب بیمارش

درد ما را بغمزه درمان کرد

دوش در پای خم حریفی مست

عقل را سر برید و قربان کرد

هر چه دشوار بود نزد خرد

پیر میخانه دوش آسان کرد

ترک چشمت پناه تقوی را

بیکی غمزه تیر باران کرد

پیر میخانه دوش مسئله ای

تازه و نغز، باز عنوان کرد

دم چه در هفت بند نای دمید

شرح هر هفت بطن قرآن کرد

شیخ تکفیر کرد مومن را

کفر را پیر عین ایمان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴میزند روز و شب جرس فریاد
  2. شمارهٔ ۱۵۵بیا که طره تو میل شور و شر دارد
  3. شمارهٔ ۱۵۶بنده گر سر بر آستان باشد
  4. شمارهٔ ۱۵۷هردم بشارت‌های دل از هاتف جان می‌رسد
  5. شمارهٔ ۱۵۸آزار تو ایدوست دل آزار نباشد
  6. شمارهٔ ۱۵۹حلقه بر هر در زدم دیدم در میخانه بود
  7. شمارهٔ ۱۶۰شاهدی مستانه آمد زاهدی مستور شد
  8. شمارهٔ ۱۶۱ترکیم سحرگاهان، در بستر خواب آمد
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.