پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶

هیچ می گوئی مرا دلداده ای دیوانه بود

با خیالم آشنا وز خویشتن بیگانه بود

هیچ می گوئی که نزد شمع رخسارم شبی

نیم جانی سوخته بال و پری پروانه بود

هیچ میآید بخاطر مرا ترا ای آفتاب

کز فروغت پرتوی در روزن اینخانه بود

هیچ میآید بخاطر شاه خوبانرا که شب

با گدا خفته بیک بالین و یک کاشانه بود

دست ما در گردنش افتاده چون طوق گران

چنگ ما در طره اش پیچید همچون شانه بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸حق بمن بنده چشم روشن داد
  2. شمارهٔ ۱۴۹این سنگ جز به لطف تو گوهر نمی‌شود
  3. شمارهٔ ۱۵۰خوشا کاین خانه را ویرانه سازند
  4. شمارهٔ ۱۵۱پیر مغان گناه مرا گر ثواب کرد
  5. شمارهٔ ۱۵۲کفر زلف تو عرض ایمان کرد
  6. شمارهٔ ۱۵۳صبح است و صبوح است بیائید بیائید
  7. شمارهٔ ۱۵۴میزند روز و شب جرس فریاد
  8. شمارهٔ ۱۵۵بیا که طره تو میل شور و شر دارد
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.