پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

معاشران قدح نوش اگر صواب کنند

برای من که یک امشب وداع خواب کنند

شبی خوش است و بتی ماهروی و وقتی جمع

بساط مجلس عشرت بماهتات کنند

رسیده شاهدکی مست و خوان و کیسه تهی است

مگر بما حضرش مرغ دل کباب کنند

چه حکمت است بمیخانه اندرون که مغان

بجام باده هم آباد و هم خراب کنند

علاج محنت اندیشه را که نزد خرد

بود محال، بیک جرعه شراب کنند

شکر ز ذوق روان آب در دهان آرد

ز روی ناز چو شیرین لبان عتاب کنند

شبی که بی رخ و زلف تو صبح و شام کنیم

نه لایق است که از عمر ما حساب کنند

اگر چه غرق گناهم ز فضل حق دور است

بحشر اگر بفراق توام عذاب کنند

نشسته ایم بشئی اللهی بر این درگاه

اگر جواب فرستند و گر ثواب کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵ایخوش آنروزیکه شمعی بود و پروانه نبود
  2. شمارهٔ ۱۴۶هیچ می گوئی مرا دلداده ای دیوانه بود
  3. شمارهٔ ۱۴۷این پایه که عقل و هنرش نام نهادند
  4. شمارهٔ ۱۴۸حق بمن بنده چشم روشن داد
  5. شمارهٔ ۱۴۹این سنگ جز به لطف تو گوهر نمی‌شود
  6. شمارهٔ ۱۵۰خوشا کاین خانه را ویرانه سازند
  7. شمارهٔ ۱۵۱پیر مغان گناه مرا گر ثواب کرد
  8. شمارهٔ ۱۵۲کفر زلف تو عرض ایمان کرد
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.