پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

شیخ و زاهد گر مرا مردود و کافر گفته‌اند

عذر ایشان روشن است از روی ظاهر گفته‌اند

خاطری رنجیده از ما دادشتند این ابلهان

این سخن‌ها را مگر از رنج خاطر گفته‌اند

دشمن دانا بود نادان که در هر روزگار

انبیا را ناقصان کذاب و ساحر گفته‌اند

این خراطین بین که با این عقل و این دانش، سخن

از سماک اعزل و از نسر طائر گفته‌اند

گر خردمندان رضا باشند از ما باک نیست

زانچه این نابخردان از عقل قاصر گفته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴نیست جز عشق را رکوع و سجود
  2. شمارهٔ ۱۴۵ایخوش آنروزیکه شمعی بود و پروانه نبود
  3. شمارهٔ ۱۴۶هیچ می گوئی مرا دلداده ای دیوانه بود
  4. شمارهٔ ۱۴۷این پایه که عقل و هنرش نام نهادند
  5. شمارهٔ ۱۴۸حق بمن بنده چشم روشن داد
  6. شمارهٔ ۱۴۹این سنگ جز به لطف تو گوهر نمی‌شود
  7. شمارهٔ ۱۵۰خوشا کاین خانه را ویرانه سازند
  8. شمارهٔ ۱۵۱پیر مغان گناه مرا گر ثواب کرد
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.