پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

هر کسی در جهان غمی دارد

هر دلی راز مبهمی دارد

سخن اهل دل نشاید گفت

بهمه کس که محرمی دارد

ایخوش آندل که میتواند گفت

راز خود را که همدمی دارد

منطوی در وجود انسان است

هر دو کز حق دو عالمی دارد

هر که در خود نظر کند بیند

که بلیسی و آدمی دارد

هر که بیند بخویشتن،داند

که بهشت و جهنمی دارد

سر توحید و مشرب تحقیق

شیخ داند ولی کمی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳گاهی سخن از عشق بگوئید بگوئید
  2. شمارهٔ ۱۳۴تا چند از این خاک بمیرید و بزائید
  3. شمارهٔ ۱۳۵شیخنا خیزو برون آی ز خود گامی چند
  4. شمارهٔ ۱۳۶ساقی سخن ز مشعله طور می کند
  5. شمارهٔ ۱۳۷خوشا دردی که درمانی ندارد
  6. شمارهٔ ۱۳۸شب دوشین که روز فرهی بود
  7. شمارهٔ ۱۳۹مهرش از دل مگو بدر نرود
  8. شمارهٔ ۱۴۰قاصد آمد سحرگه از بغداد
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.