پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

شیخنا خیزو برون آی ز خود گامی چند

جستجوئی کن و ازهم بگسل دامی چند

دفتر معرفت شیخ سراسر خواندم

نامه ای بود سیه روی و پر از نامی چند

چند گوئی سخن از دیر و حرم، شیخ و کشیش

خود پرستی دو سه وابسته او هامی چند

چکنم با که توان گفت که آندولت خاص

رفت از دست من از سرزنش عامی چند

کودکانیم و ببازی زده خود را که بریم

از لب و چشم بتان پسته و بادامی چند

محرمی نیست و گر هست همان باد صبا است

که رساند بسر زلف تو پیغامی چند

بسر سبز تو ای سرو که چون خاک شوم

برسر خاک من از لطف بنه گامی چند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷خوشا دردی که درمانی ندارد
  2. شمارهٔ ۱۳۸شب دوشین که روز فرهی بود
  3. شمارهٔ ۱۳۹مهرش از دل مگو بدر نرود
  4. شمارهٔ ۱۴۰قاصد آمد سحرگه از بغداد
  5. شمارهٔ ۱۴۱می زدن در بزم نادانان ز نادانی بود
  6. شمارهٔ ۱۴۲شیخ و زاهد گر مرا مردود و کافر گفته‌اند
  7. شمارهٔ ۱۴۳معاشران قدح نوش اگر صواب کنند
  8. شمارهٔ ۱۴۴نیست جز عشق را رکوع و سجود
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.