پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸

شب دوشین که روز فرهی بود

مرا در بر یکی سر و سهی بود

شبی تاریک و خفته چشم اغیار

تو گفتی گیتی از مردم تهی بود

نه کس را آگهی بود از شب ما

نه ما را از شب کس آگهی بود

شبی خوش بود وقتی نغزصد حیف

که عیبش همچو عمرم کوتهی بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰قاصد آمد سحرگه از بغداد
  2. شمارهٔ ۱۴۱می زدن در بزم نادانان ز نادانی بود
  3. شمارهٔ ۱۴۲شیخ و زاهد گر مرا مردود و کافر گفته‌اند
  4. شمارهٔ ۱۴۳معاشران قدح نوش اگر صواب کنند
  5. شمارهٔ ۱۴۴نیست جز عشق را رکوع و سجود
  6. شمارهٔ ۱۴۵ایخوش آنروزیکه شمعی بود و پروانه نبود
  7. شمارهٔ ۱۴۶هیچ می گوئی مرا دلداده ای دیوانه بود
  8. شمارهٔ ۱۴۷این پایه که عقل و هنرش نام نهادند
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.