پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴

تا چند از این خاک بمیرید و بزائید

گامی بگذارید و بر افلاک بر آئید

بکبار بمیرید و دوم بار نمیرید

یکبار بزائید و دوم بار مزائید

یکروز مباشید و همه روز بباشید

یکدم بمپائید و همه سال بپائید

از لب بسوی کوه وز که باز سوی لب

خواهید روان شد که همه رجع صدائید

باز آمدن و رفتن از این خانه شما را

از چیست بپرسید که چونید و چرائید

بر دولت و بر مال فزایش نکند سود

آن سود بود سود که بر خود بفزائید

خود منبع شهد و شکر و کان نباتید

تا چند بطمع شکر انگشت بخائید

ای پاک نژادان فلک قدر ملک صدر

تا کی بدر مفلسکان چهره بسائید

زین سوی بدان سوی و زین کوی بدان کوی

چون یوسف مصرید که در بیع و شرائید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶ساقی سخن ز مشعله طور می کند
  2. شمارهٔ ۱۳۷خوشا دردی که درمانی ندارد
  3. شمارهٔ ۱۳۸شب دوشین که روز فرهی بود
  4. شمارهٔ ۱۳۹مهرش از دل مگو بدر نرود
  5. شمارهٔ ۱۴۰قاصد آمد سحرگه از بغداد
  6. شمارهٔ ۱۴۱می زدن در بزم نادانان ز نادانی بود
  7. شمارهٔ ۱۴۲شیخ و زاهد گر مرا مردود و کافر گفته‌اند
  8. شمارهٔ ۱۴۳معاشران قدح نوش اگر صواب کنند
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.