پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

ساقی سخن ز مشعله طور می کند

مطرب حکایت از لب منصور می کند

دیوانه خراب بویرانه سراب

یاد از بنای خانه معمور می کند

اندیشه را زدل نبرد جز شراب عشق

آتش علاج خانه زنبور می کند

کردند گوهر دل ما را زکان چرخ

فیروزه یاد خاک نشابور می کند

زاهد که کافر است بعین الحیوه عشق

هر دم حدیث چشمه کافور می کند

خمخانه دل از می گلگون لبالب است

تا یاد از آن دو نرگس مخمور می کند

زین وعظ بی اثر که ندارد از او خبر

جان و دلش، چه فائده منظور می کند

چندین ز نخ بطعنه رندان چرا زند

گر اجتناب از سخن زور می کند

چندانکه گوش هوش نهادم بوعظ شیخ

دیدم که خلق را ز خدا دور می کند

چندین نماز و روزه نه زاهد برای حق

کز شوق خلد و عشق لب حور می کند

روز قیامت است و سرافیل عشق و جان

در تن روان بنفخه این صور می کند

بشنو که سنگ و کوه و در و دشت همدمی

داود را بنغمه مزمور می کند

گر وعظ شیخ در دل عاقل اثر نکرد

بانک نی و طرانه تنبور می کند

در حیرتم که هر که نداند حدیث عشق

دل را در این جهان بچه مسرور می کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸شب دوشین که روز فرهی بود
  2. شمارهٔ ۱۳۹مهرش از دل مگو بدر نرود
  3. شمارهٔ ۱۴۰قاصد آمد سحرگه از بغداد
  4. شمارهٔ ۱۴۱می زدن در بزم نادانان ز نادانی بود
  5. شمارهٔ ۱۴۲شیخ و زاهد گر مرا مردود و کافر گفته‌اند
  6. شمارهٔ ۱۴۳معاشران قدح نوش اگر صواب کنند
  7. شمارهٔ ۱۴۴نیست جز عشق را رکوع و سجود
  8. شمارهٔ ۱۴۵ایخوش آنروزیکه شمعی بود و پروانه نبود
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.