پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

دمبدم عمر میرود بر باد

باده خور باده هر چه باداباد

دیدی آخر که خواجه مرد و نبرد

آنچه در عمر خود نخورد و نداد

خود بخور یا بده و گر نه بنه

تا خورد دشمنت بروز مباد

خیمه چرخرا حبابی گیر

نیمه بر آب و نیمه ای بر باد

خانه ای سخت سست بنیاد است

کش بر آب و هوا بود بنیاد

نکته ای گویمت ز گردش چرخ

دارم این نکته را ز پیری یاد

هر که زاده است باز خواهد مرد

هر که مرده است باز خواهد زاد

دل بر این کاخ زرنگار مبند

که بسی چون من و تو دارد یاد

دادگر نیست در جهان ورنه

میزدم از جفای گردون داد

وه چه خوش گفت مردک دانا

کافرین بر روان دانا باد

گر نباشی بسان نخل کریم

باش باری بمثل سرو آزاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰یاد آنروزیکه کس را ره در این محضر نبود
  2. شمارهٔ ۱۳۱هر کسی در جهان غمی دارد
  3. شمارهٔ ۱۳۲ابر اندک ترشحی دارد
  4. شمارهٔ ۱۳۳گاهی سخن از عشق بگوئید بگوئید
  5. شمارهٔ ۱۳۴تا چند از این خاک بمیرید و بزائید
  6. شمارهٔ ۱۳۵شیخنا خیزو برون آی ز خود گامی چند
  7. شمارهٔ ۱۳۶ساقی سخن ز مشعله طور می کند
  8. شمارهٔ ۱۳۷خوشا دردی که درمانی ندارد
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.