پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

شیخنا افتان و خیزان بر در میخانه بود

نیمه ای هشیار و یک نیم دگر مستانه بود

سبحه تزویر شیخ شهر را کردم شمار

باطن او دام بود و ظاهر آن دانه بود

دزدی از دیوار آمد نیمه شب اندر سرای

چون چراغ افروختم دیدم که صاحبخانه بود

راز ما در دل نهان از دیده صورت پرست

شد از آن معنی که گنجی بود و در ویرانه بود

شخص انسان شد در امکان محرم اسرار عشق

کاندر این ویرانه یک گنج و یکی دیوانه بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸ز گیسویت سخن با شانه گفتند
  2. شمارهٔ ۱۱۹ترک من سبزه گرد لب دارد
  3. شمارهٔ ۱۲۰کاووس کیانی که کی‌اش نام نهادند
  4. شمارهٔ ۱۲۱کارم از عشق بسی مشکل و دشوار بود
  5. شمارهٔ ۱۲۲رفته سه سال تا مه خرداد
  6. شمارهٔ ۱۲۳شیخ و زاهد را خمیر از سبحه صد دانه بود
  7. شمارهٔ ۱۲۴پسته گر چون لعل جانبخش تو خندانی کند
  8. شمارهٔ ۱۲۵گفتمش هندوی زلفت، گفت طراری کند
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.