پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

ز گیسویت سخن با شانه گفتند

شبی تاریک بود افسانه گفتند

گر از لعل لبت گفتند رازی

حدیثی از لب پیمانه گفتند

چه حکمت بود کز زنجیر زلفت

حدیث عقل با دیوانه گفتند

بهشیاری نیارستند گفتن

بمستی بیخود و مستانه گفتند

حدیث از شمع و از پروانه در جمع

اگر گفتند بی پروانه گفتند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰کاووس کیانی که کی‌اش نام نهادند
  2. شمارهٔ ۱۲۱کارم از عشق بسی مشکل و دشوار بود
  3. شمارهٔ ۱۲۲رفته سه سال تا مه خرداد
  4. شمارهٔ ۱۲۳شیخ و زاهد را خمیر از سبحه صد دانه بود
  5. شمارهٔ ۱۲۴پسته گر چون لعل جانبخش تو خندانی کند
  6. شمارهٔ ۱۲۵گفتمش هندوی زلفت، گفت طراری کند
  7. شمارهٔ ۱۲۶من در این صحرا نهادم پا که نخجیرم کنند
  8. شمارهٔ ۱۲۷چه بازی دوش در میخانه کردند
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.