پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱

کارم از عشق بسی مشکل و دشوار بود

که یکی ترک ستمگار مرا یار بود

یار من سخت ستمگار بود وین نیکوست

در ره عشق که معشوق ستمگار بود

از دل زار من آن ترک چه میجوید باز

که همه روز و شب اندر پی آزار بود

پس از اینم بسوی ساقی و خمار چه کار

چون مرا نرگس او ساقی و خمار بود

قصه عشق تو کز خلق نهان می کردیم

آشکارا پس از این بر سر بازار بود

چند گوئی که مبین در رخ خوبان ایشیخ

چشم اگر هست مرا از پی دیدار بود

پند آرد بمن آن شیخ که در مذهب من

نقش بیهوده ای از پرده پندار بود

مست خسبد همه شب در بر یاران تا صبح

چون کند عربده با ماش سر و کار بود

قرعه عشق بنام من بیدل زده اند

دولت وصل بکام دل اغیار بود

طره اش نافه مشک است و بدست دگران

باد اگر نافه چنو در همه تاتار بود

دهنش پسته خندان و بکام دگران

باد اگر پسته چنو در همه بازار بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳شیخ و زاهد را خمیر از سبحه صد دانه بود
  2. شمارهٔ ۱۲۴پسته گر چون لعل جانبخش تو خندانی کند
  3. شمارهٔ ۱۲۵گفتمش هندوی زلفت، گفت طراری کند
  4. شمارهٔ ۱۲۶من در این صحرا نهادم پا که نخجیرم کنند
  5. شمارهٔ ۱۲۷چه بازی دوش در میخانه کردند
  6. شمارهٔ ۱۲۸دمبدم عمر میرود بر باد
  7. شمارهٔ ۱۲۹دست ساقی دوش در محفل درخت طور بود
  8. شمارهٔ ۱۳۰یاد آنروزیکه کس را ره در این محضر نبود
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.