پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

دم زد لبی از شکوه، نیش نام نهادند

خون شد دلی از غصه، میش نام نهادند

صد تیغ جفا بر سر و تن دید، بهر بند

یکناله بر آورد، نیش نام نهادند

در قعر خم از چوب جفا بسکه قفا خورد

خون شد دل انگور، میش نام نهادند

گویند می و جام گرفت از کی و جم نام

کی بود و کجا بود و کیش نام نهادند

لبریز شد از باده و، کف کرد و فرو ریخت

سر جوش می از خم، که قیش نام نهادند

عکسی ز رخ شاهد ما در عرب افتاد

سعدی و ثریا و قیش نام نهادند

یک قصه ز حال دل دیوانه ما بود

آن قیس، که مجنون حیش نام نهادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶شیخنا افتان و خیزان بر در میخانه بود
  2. شمارهٔ ۱۱۷گفتم از لعل لبت یک بوسه، گفت آری شود
  3. شمارهٔ ۱۱۸ز گیسویت سخن با شانه گفتند
  4. شمارهٔ ۱۱۹ترک من سبزه گرد لب دارد
  5. شمارهٔ ۱۲۰کاووس کیانی که کی‌اش نام نهادند
  6. شمارهٔ ۱۲۱کارم از عشق بسی مشکل و دشوار بود
  7. شمارهٔ ۱۲۲رفته سه سال تا مه خرداد
  8. شمارهٔ ۱۲۳شیخ و زاهد را خمیر از سبحه صد دانه بود
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.