پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

دو چشم مست تو کز خواب ناز برخیزد

هزار فتنه ز چین و طراز بر خیزد

کسی بطره کوتاه تو نیارد چنگ

مگر که از سر عمر دراز برخیزد

هر آنکه جان و سر اندر سر هوای تو کرد

ز خیل دلشدگان سر فراز برخیزد

هر آنکه بر سر راهت نشست و دل بتوبست

ز مهر هر دو جهان بی نیاز برخیزد

چنانکه زلف پریشیده تو بر رخسار

میان شک و یقین امتیاز برخیزد

بشاهراه حقیقت بمنزل تحقیق

کسی رسد که ز عشق مجاز برخیزد

ندیده ایم که از جام عشق بیخود و مست

کسی فتد که دگر باره باز برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸نام مه گل را مه خرداد نهادند
  2. شمارهٔ ۱۰۹زاهدی از صومعه بیزار شد
  3. شمارهٔ ۱۱۰افسانه بد مستی ما دوش سمر شد
  4. شمارهٔ ۱۱۱تا می بکیش زاهد و مفتی حرام شد
  5. شمارهٔ ۱۱۲شیخناشب تا سحر مست و خراب از باده بود
  6. شمارهٔ ۱۱۳موج زد اشکی و ما را آب برد
  7. شمارهٔ ۱۱۴دم زد لبی از شکوه، نیش نام نهادند
  8. شمارهٔ ۱۱۵در ازل باده کشان چون گل پیمانه زدند
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.