پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

زاهدی از صومعه بیزار شد

نیمه شبان بر در خمار شد

جام می از شاهد مستان گرفت

مست شد و بر سر بازار شد

رشته تسبیح فتادش ز دست

دام دلش حلقه زنار شد

از تن و سر خرفه و دستار را

کرد بیک سوی و سبکبار شد

سر چو بپای خم می بر نهاد

فارغ از اندیشه دستار شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱تا می بکیش زاهد و مفتی حرام شد
  2. شمارهٔ ۱۱۲شیخناشب تا سحر مست و خراب از باده بود
  3. شمارهٔ ۱۱۳موج زد اشکی و ما را آب برد
  4. شمارهٔ ۱۱۴دم زد لبی از شکوه، نیش نام نهادند
  5. شمارهٔ ۱۱۵در ازل باده کشان چون گل پیمانه زدند
  6. شمارهٔ ۱۱۶شیخنا افتان و خیزان بر در میخانه بود
  7. شمارهٔ ۱۱۷گفتم از لعل لبت یک بوسه، گفت آری شود
  8. شمارهٔ ۱۱۸ز گیسویت سخن با شانه گفتند
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.