پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸

نام مه گل را مه خرداد نهادند

و این نام در آئین مه آباد نهادند

آباد بر آئین مه آباد که از داد

خمخانه در این فصل و مه، آباد نهادند

بی شائبه از طینت پاکان جهان بود

خشتی که از او خمکده بنیاد نهادند

بنیاد خم و خمکده از روز نخستین

بر صدق و صفا و کرم و داد نهادند

پیمان زر و سیم بجیب و کف ممسک

پیمانه می را بکف راد نهادند

دوشینه بمیخانه کلید در شادی

در دست بتی حور و پریزاد نهادند

فصل گل اگر فصل طرب نیست پس از چیست

کین بلبلکان روی بفریاد نهادند

افزون طلببانند کز اندوه زر و سیم

بار غم عالم بدل شاد نهادند

صاحب نظران از سر تسلیم و قناعت

سر بر خط تقسیم خداداد نهادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰افسانه بد مستی ما دوش سمر شد
  2. شمارهٔ ۱۱۱تا می بکیش زاهد و مفتی حرام شد
  3. شمارهٔ ۱۱۲شیخناشب تا سحر مست و خراب از باده بود
  4. شمارهٔ ۱۱۳موج زد اشکی و ما را آب برد
  5. شمارهٔ ۱۱۴دم زد لبی از شکوه، نیش نام نهادند
  6. شمارهٔ ۱۱۵در ازل باده کشان چون گل پیمانه زدند
  7. شمارهٔ ۱۱۶شیخنا افتان و خیزان بر در میخانه بود
  8. شمارهٔ ۱۱۷گفتم از لعل لبت یک بوسه، گفت آری شود
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.