پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

دیشب مغی از خانه خمار برآمد

با ساغر و پیمانه سرشار برآمد

با زلف پریشان بدل باده فروشان

چنگی زد و این نغمه اش از تار برآمد

آمد مه خرداد و گل از خار بر آمد

کام دل یاران ز لب یار بر آمد

در کوی من امسال عجب فصل بهاریست

کش لاله و گل از درو دیوار بر آمد

آن شیخ که سر حلقه ارباب ورع بود

دیدیم که رندی عجب از کار بر آمد

در پیچ و خم حلقه گیسوی بتان رفت

هر علم و هنر کز خم دستار بر آمد

یک حلقه از این رشته تسبیح گشودیم

دیدیم که صد حلقه زنار برآمد

دیباچه اوراق ادیبان جهان گشت

هر نکته کز این دفتر اسرار بر آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹زاهدی از صومعه بیزار شد
  2. شمارهٔ ۱۱۰افسانه بد مستی ما دوش سمر شد
  3. شمارهٔ ۱۱۱تا می بکیش زاهد و مفتی حرام شد
  4. شمارهٔ ۱۱۲شیخناشب تا سحر مست و خراب از باده بود
  5. شمارهٔ ۱۱۳موج زد اشکی و ما را آب برد
  6. شمارهٔ ۱۱۴دم زد لبی از شکوه، نیش نام نهادند
  7. شمارهٔ ۱۱۵در ازل باده کشان چون گل پیمانه زدند
  8. شمارهٔ ۱۱۶شیخنا افتان و خیزان بر در میخانه بود
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.