پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

شیخ است و حلقه بر در خمار میزند

دست طلب بحلقه زنار میزند

این خرقه پوش صومعه را تا چه روی داد

کاتش بجان خرقه و دستار میزند

خلوت نشین شهر که از خانقه گریخت

مستانه نعره بر سر بازار میزند

یک نغمه بیش نیست که مطرب ببانک چنگ

مرغ چمن بساحت گلزار میزند

داود ناله از لب مزمار میکند

منصور نعره بر ز بر دار میزند

سنگی سخن ز حلقه تسبیح میکند

چو بی نوا ز پرده اسرار میزند

یک جلوه کرد طلعت لیلی در این دیار

مجنون هزار بوسه بدیوار میزند

چنگ و چغانه وصف رخ دوست میکند

جام و پیاله دم ز لب یار میزند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶دو چشم مست تو کز خواب ناز برخیزد
  2. شمارهٔ ۱۰۷دیشب مغی از خانه خمار برآمد
  3. شمارهٔ ۱۰۸نام مه گل را مه خرداد نهادند
  4. شمارهٔ ۱۰۹زاهدی از صومعه بیزار شد
  5. شمارهٔ ۱۱۰افسانه بد مستی ما دوش سمر شد
  6. شمارهٔ ۱۱۱تا می بکیش زاهد و مفتی حرام شد
  7. شمارهٔ ۱۱۲شیخناشب تا سحر مست و خراب از باده بود
  8. شمارهٔ ۱۱۳موج زد اشکی و ما را آب برد
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.