پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

عشق است که اندر دو جهان راه نجات است

بحریست که یک چشمه از آن آب حیات است

بحر است و چه بحر است نه قلزم نه محیط است

شط است و چه شط است نه جیحون نه فرات است

دارای جهان است که بالای جهانست

بیرون ز جهانست که افزون ز جهات است

آبی است که جاری بوهارات و تلال است

روحی است که ساری بجمادات و نبات است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸از زلف سیاهت که همه چین و شکنج است
  2. شمارهٔ ۹۹نوبت عشرت است و وقت صبوح
  3. شمارهٔ ۱۰۰تو را مسجد مرا میخانه ای شیخ
  4. شمارهٔ ۱۰۱قدم بگذار و از ما بگذر ای شیخ
  5. شمارهٔ ۱۰۲روز بحث از رساله دارد شیخ
  6. شمارهٔ ۱۰۳بکوی میفروشم بار دادند
  7. شمارهٔ ۱۰۴شیخ است و حلقه بر در خمار میزند
  8. شمارهٔ ۱۰۵بخت اگر یاری کند دلدار دلداری کند
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.