پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

آن جامه بر آن بدن چه زیباست

وان پیرهنش بتن چه رعناست

سنگین دلش از بدن هویدا

سیمین بدنش ز جامه پیداست

آن حله آتشین بر آن تن

چونانکه درون شیشه صهبا است

و آن جامه سبز بر تن نغز

چون غنچه که در غلاف خضر است

آن لعل لبت که لاله رنگ است

چون خون دل حبیب حمر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷کس نیست که از لعل تو دشنام شنیده است
  2. شمارهٔ ۹۸از زلف سیاهت که همه چین و شکنج است
  3. شمارهٔ ۹۹نوبت عشرت است و وقت صبوح
  4. شمارهٔ ۱۰۰تو را مسجد مرا میخانه ای شیخ
  5. شمارهٔ ۱۰۱قدم بگذار و از ما بگذر ای شیخ
  6. شمارهٔ ۱۰۲روز بحث از رساله دارد شیخ
  7. شمارهٔ ۱۰۳بکوی میفروشم بار دادند
  8. شمارهٔ ۱۰۴شیخ است و حلقه بر در خمار میزند
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.