پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

آب بودم صحبت آذر گلابم کرده است

خاک بودم کیمیاگر زر نابم کرده است

بنده پیر خراباتم که در دیر مغان

خدمت جام و سبو را انتخابم کرده است

چل صباح اندر بزیر دست و پا چوب و لگد

خوردم از مغ تا کنون در خم شرابم کرده است

بیخبر از واعظ و بیگانه از گفتار شیخ

آشنا با ناله چنگ و ربابم کرده است

خوشه تا کم که آدم چید از باغ جنان

آتش شرم از گنه، یک قطره آبم کرده است

یک کتابی می که نوشیدم ز دست میفروش

واقف از اسرار و آیات کتابم کرده است

گر دل دیوانه از دستم برون شد باک نیست

لطف حق معزول از این ملک خرابم کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵دستار تو ای شیخ که صد حلقه فزون است
  2. شمارهٔ ۸۶بکیش زاهدان گرمی حرام است
  3. شمارهٔ ۸۷زمامم در کف پیری فقیر است
  4. شمارهٔ ۸۸من که بی پیمانه مستم حاجت پیمانه نیست
  5. شمارهٔ ۸۹چون باده بجام است همه کار بکام است
  6. شمارهٔ ۹۰گر خدای سپهر یار من است
  7. شمارهٔ ۹۱دل عاشق که نازکتر زجام است
  8. شمارهٔ ۹۲دوستان نوبت سپیده دم است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.