پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

این خرمن هستی که بجز سوختنی نیست

از شعله او آتشی افروختنی نیست

یک موج حباب است دو عالم که حجاب است

چون وهم و سراب است بجز سوختنی نیست

این پرده که ار شیشه بود روی پری را

چون پاره شود بار دگر دوختنی نیست

هر نکته که آموختی از سینه فرو شوی

یک نقطه بود علم که آموختنی نیست

خاکی است که روشن شده از تاب مه و مهر

ای تیره دلان سیم و زر اندوختنی نیست

ما بر سر بازار نهادیم دل خویش

لیک این چه متاعی است که بفروختنی نیست

بیروح حقیقت دل افسرده حبیبا

چون سایه شمع است که افروختنی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲کار ما باز مشکل افتاده است
  2. شمارهٔ ۷۳این نفس بداندیش بفرمان شدنی نیست
  3. شمارهٔ ۷۴از شیخ بپرسید گر از اهل کتاب است
  4. شمارهٔ ۷۵با دوستان ثشسته چه جای ملامت است
  5. شمارهٔ ۷۶در میان عاشق و معشوق رازی دیگر است
  6. شمارهٔ ۷۷شکسته زلف یکی ترک مست یار منست
  7. شمارهٔ ۷۸در حجاب خرقه و دستار، مستی خوشتر است
  8. شمارهٔ ۷۹در محفل اغیار همه غنج و دلال است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.