پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

این نفس بداندیش بفرمان شدنی نیست

این کافر بدکیش مسلمان شدنی نیست

زین دیو مجو مهر و وفا، صلح و سلامت

با یکدیگر از آدم و شیطان شدنی نیست

ایمن مشو ار خاتم جم کرد در انگشت

ز اهریمن جادو که سلیمان شدنی نیست

جز با نفس پیر طریقت که خلیل است

این آتش نمرود، گلستان شدنی نیست

جز با قدم خضر حقیقت که دلیل است

این وادی پر بیم بپایان شدنی نیست

جز با دم پیران مسیحا نفس این درد

هرگز نشود چاره که درمان شدنی نیست

آبادتر از کوی خرابات ندیدیم

کان خانه داد است که ویران شدنی نیست

تا زلف سیاه توپر آشوب و پریش است

کار دل آشفته بسامان شدنی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵با دوستان ثشسته چه جای ملامت است
  2. شمارهٔ ۷۶در میان عاشق و معشوق رازی دیگر است
  3. شمارهٔ ۷۷شکسته زلف یکی ترک مست یار منست
  4. شمارهٔ ۷۸در حجاب خرقه و دستار، مستی خوشتر است
  5. شمارهٔ ۷۹در محفل اغیار همه غنج و دلال است
  6. شمارهٔ ۸۰این خانه که پیوسته در او جوش و خروش است
  7. شمارهٔ ۸۱دلم در سینه چون ساغر بجوش است
  8. شمارهٔ ۸۲ما روی بمیخانه و زاهد بحجاز است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.