پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

هر سر که بسودای طلب باختنی نیست

در پای سگ کوی تو انداختنی نیست

این رایت عشق است که جز بر سر منصور

این آیت فتح و ظفر افراختنی نیست

یکران فلک را که بود خنک سلیمان

پی کن که بمیدان طلب تاختنی نیست

روئین دل و آهن جگران راست سزاوار

بر شیشه دلان تیغ فنا آختنی نیست

هستی همه در باز که در نرد محبت

گر بردنی هست بجز باختنی نیست

نشناخت کسی راز غم عشق و جز این راز

در علم طلب نکته آشناختنی نیست

هر کس بخیال خود از این نکته باریک

پرداخت بسی قصه و پرداختنی نیست

منکر مشو افسانه پروانه و شمع است

کاین قصه بود سوختنی ساختنی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸یک امشبی که توئی در برابرم سرمست
  2. شمارهٔ ۶۹سلیمان را جز این تن اهرمن نیست
  3. شمارهٔ ۷۰این خرمن هستی که بجز سوختنی نیست
  4. شمارهٔ ۷۱فلک از سینه ما دود آهی است
  5. شمارهٔ ۷۲کار ما باز مشکل افتاده است
  6. شمارهٔ ۷۳این نفس بداندیش بفرمان شدنی نیست
  7. شمارهٔ ۷۴از شیخ بپرسید گر از اهل کتاب است
  8. شمارهٔ ۷۵با دوستان ثشسته چه جای ملامت است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.