پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

امروز جمال تو طرح دگر افتاده است

چین و شکن زلفت آشفته تر افتاده است

آشفته و ژولیده سرگشته و شوریده

پیچان و پریشیده بر یکدگر افتاده است

هی چین و شکن بینم از زلف تو از هر سو

کاندر پس یکدیگر زیر و زبر افتاده است

یک نیمه بچین اندر بر فرق و جبین اندر

یک نیمه از آنسوتر بر پشت سرافتاده است

چین و شکن و حلقه، پیچ و گره و عقده

خم در خم و چین در چین، گرد کمر افتاده است

دو حیله ور جادو دو عشوه گر هندو

بر چهره تو بت رو، ببریده سر افتاده است

آن زاهد طاماتی و آن شیخ کراماتی

نزد تو خراباتی از پرده در افتاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹سلیمان را جز این تن اهرمن نیست
  2. شمارهٔ ۷۰این خرمن هستی که بجز سوختنی نیست
  3. شمارهٔ ۷۱فلک از سینه ما دود آهی است
  4. شمارهٔ ۷۲کار ما باز مشکل افتاده است
  5. شمارهٔ ۷۳این نفس بداندیش بفرمان شدنی نیست
  6. شمارهٔ ۷۴از شیخ بپرسید گر از اهل کتاب است
  7. شمارهٔ ۷۵با دوستان ثشسته چه جای ملامت است
  8. شمارهٔ ۷۶در میان عاشق و معشوق رازی دیگر است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.