پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

ای مغبچه کو ره خرابات

تا باز رهم از این خرافات

از شاهی عرصه گاه شطرنج

صد بار نکوتر ار شوم مات

ای پیر خرد ره رهائی

دانی تو که چیست زین مخافات

یک جرعه می کرم کن ای پیر

بیزار شدم از این کرامات

در صومعه نیم عمر شد فوت

از میکده جو قضای مافات

مردانه کرامتی کن ای پیر

تاخیر مکن که هست آفات

این هستی عاریت رها کن

بیزار شو از حیات اموات

نابود کن این وجود بی بود

تا نفی زنفی گردد اثبات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵خانه گه تاریک و گاهی روشن است
  2. شمارهٔ ۶۶هر سر که بسودای طلب باختنی نیست
  3. شمارهٔ ۶۷امروز جمال تو طرح دگر افتاده است
  4. شمارهٔ ۶۸یک امشبی که توئی در برابرم سرمست
  5. شمارهٔ ۶۹سلیمان را جز این تن اهرمن نیست
  6. شمارهٔ ۷۰این خرمن هستی که بجز سوختنی نیست
  7. شمارهٔ ۷۱فلک از سینه ما دود آهی است
  8. شمارهٔ ۷۲کار ما باز مشکل افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.