پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

از هیچ دری حاجت درویش روا نیست

وز هیچ رهی درد دل ریش دوا نیست

درویشی و ناچاری و درد من و دل را

درمان و دوا جز کرم و لطف خدا نیست

ما تجربه کردیم دو صد بار دروغ است

هر کس که بگوید نظر شه به گدا نیست

تا نشنوی از مرده‌دلان این سخن سرد

کاندر همه عالم خبر از آب بقا نیست

ما موعظت شیخ شنیدیم و نکو گفت

لیکن ز دل غمزدگان زنگ‌زدا نیست

در مسجد و در مدرسه سالی دو سه بودم

دیدم سخنی جز دم تزویر و ریا نیست

چه صوفی و چه زاهد و چه رند و چه شاهد

راهش به خدا نیست گر از خویش جدا نیست

این نغمهٔ جان‌هاست که از دل به زبان‌هاست

این رجع صدا چیست اگر صوت ندا نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶هر سر که بسودای طلب باختنی نیست
  2. شمارهٔ ۶۷امروز جمال تو طرح دگر افتاده است
  3. شمارهٔ ۶۸یک امشبی که توئی در برابرم سرمست
  4. شمارهٔ ۶۹سلیمان را جز این تن اهرمن نیست
  5. شمارهٔ ۷۰این خرمن هستی که بجز سوختنی نیست
  6. شمارهٔ ۷۱فلک از سینه ما دود آهی است
  7. شمارهٔ ۷۲کار ما باز مشکل افتاده است
  8. شمارهٔ ۷۳این نفس بداندیش بفرمان شدنی نیست
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.