پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

از داغ غمت هر که دلش سوختنی نیست

از شمع رخت محفلش افروختنی نیست

گرد آمده از نیستی این مزرعه را برگ

ای برق! مزن! خرمن ما سوختنی نیست

در طوف حریمش ز فنا جامهٔ احرام

کردیم که این جامه به تن دوختنی نیست

یک دانهٔ اشک است روان بر رخ زرین

سیم و زر ما شکر که اندوختنی نیست

در مدرسه آموخته‌ای گرچه بسی علم

در میکده علمی‌ست که آموختنی نیست

خود را چه فروشی به دگر کس به خود، ای دل!

بفروش اگر چند که بفروختنی نیست

گویند که در خانهٔ دل هست چراغی

افروخته کاندر حرم افروختنی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰تو را آئینه محتاج حلب نیست
  2. شمارهٔ ۶۱شیخ و زاهد دوش اگر منع از شرابم کرده است
  3. شمارهٔ ۶۲مطرب امروز مگر نغمه سرائی دگر است
  4. شمارهٔ ۶۳ای مغبچه کو ره خرابات
  5. شمارهٔ ۶۴از هیچ دری حاجت درویش روا نیست
  6. شمارهٔ ۶۵خانه گه تاریک و گاهی روشن است
  7. شمارهٔ ۶۶هر سر که بسودای طلب باختنی نیست
  8. شمارهٔ ۶۷امروز جمال تو طرح دگر افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.