پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

این کیست که او پرده ز رخسار کشیده است

سرمست و چمان جانب گلزار چمیده است

در دشت چنین لاله خودرو نشکفته است

در باغ چنین میوه شیرین نرسیده است

چون است که هر کس که طمع کرده بدان باغ

زین لاله و گل غیرخس و خار نچیده است

دانی بحقیقت که گلی بوی نکرده است

هر کس که بپایش سرخاری نخلیده است

زلفت چه ببینم ز شب هجر کنم بیم

آن مار گزیده است که آن موی بدیده است

سرهای عزیزان همه را همچو سرزلف

در پای فکنده است و پس آنگاه بریده است

از جور رقیب تو چرا شکوه کنم من

حلوا که چشیده است که صفرا نکشیده است

زینگونه سخن گفتن شیرین حبیبت

پیداست که وقتی لب لعل تو مکیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶بر لبم گوش نه که بانگ نی است
  2. شمارهٔ ۵۷تسبیح تو ایشیخ که صد دانه تمام است
  3. شمارهٔ ۵۸از داغ غمت هر که دلش سوختنی نیست
  4. شمارهٔ ۵۹اگنون که گذشته ز شب تیره دو پاس است
  5. شمارهٔ ۶۰تو را آئینه محتاج حلب نیست
  6. شمارهٔ ۶۱شیخ و زاهد دوش اگر منع از شرابم کرده است
  7. شمارهٔ ۶۲مطرب امروز مگر نغمه سرائی دگر است
  8. شمارهٔ ۶۳ای مغبچه کو ره خرابات
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.