پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

دوش با یک جام می ساقی خرابم کرده است

نیز آباد از یکی جام شرابم کرده است

در حساب عاقلان از من بود دیوانه تر

پیر دانشمند، اگر عاقل خطابم کرده است

پوستها از سر کشیدستم چو گردون روز حشر

دست قدرت تا چنین لب لبابم کرده است

موج این دریای هستی صد هزاران بار بیش

قطره ام کرده است و باز از نو حبابم کرده است

صد هزاران سبحه و پیمانه از آب و گلم

کرده افزون بار دیگر خاک و آبم کرده است

هدهد جانم که از تخت سلیمان غائبم

صحبت ناجنس را سجن عذابم کرده است

باز سلطانم که در ویرانه جغد آمدم

آتش هجز از غم و حسرت کبابم کرده است

یک کتابی باده ام پیمود پیر میفروش

در حقیقت واقف از سر کتابم کرده است

شاهم و شهزاده، لیکم جادو و افسون دیو

در طلسم افکند وز غفلت بخوابم کرده است

میکنم از نو بنا دیری بکوی میفروش

شیخ و زاهد چون ز مسجد ردبابم کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲قسم تو اگر بیش بود کم شدنی نیست
  2. شمارهٔ ۵۳بشکست اگر جام سر سنگ سلامت
  3. شمارهٔ ۵۴این کیست که او پرده ز رخسار کشیده است
  4. شمارهٔ ۵۵ذوق عارف دگر و مشرب عامی دگراست
  5. شمارهٔ ۵۶بر لبم گوش نه که بانگ نی است
  6. شمارهٔ ۵۷تسبیح تو ایشیخ که صد دانه تمام است
  7. شمارهٔ ۵۸از داغ غمت هر که دلش سوختنی نیست
  8. شمارهٔ ۵۹اگنون که گذشته ز شب تیره دو پاس است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.