پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

در ره عشق نامرادی نیست

جنس بازار دل کسادی نیست

بسخنهای زاهد و مفتی

مرو از ره که اعتمادی نیست

بسوی شیخ استناد مکن

شیخ استاد استنادی نیست

خضر وقت است پیر راه و جز او

رهرو انرا دلیل و هادی نیست

بامدادان بعیش و عشرت کوش

عیش جز عیش بامدادی نیست

شیخ پیوسته در معادات است

پیر ما با کسی معادی نیست

گر بخواند بیا و گر راند

بزن این در که بی گشادی نیست

دوش در خواب زد منادی غیب

این نداکش جز او منادی نیست

راز دل با کسی مگوی و مپرس

که بجز خرمی و شادی نیست

رادمردی ز پیر جوکش خوی

غیر مردانگی و رادی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸ما را بشیخ شهر سوال و جواب نیست
  2. شمارهٔ ۴۹در مدرسه علم و عمل آموختنی نیست
  3. شمارهٔ ۵۰دوش با یک جام می ساقی خرابم کرده است
  4. شمارهٔ ۵۱هر چه پوئی جز ره حق باطل است
  5. شمارهٔ ۵۲قسم تو اگر بیش بود کم شدنی نیست
  6. شمارهٔ ۵۳بشکست اگر جام سر سنگ سلامت
  7. شمارهٔ ۵۴این کیست که او پرده ز رخسار کشیده است
  8. شمارهٔ ۵۵ذوق عارف دگر و مشرب عامی دگراست
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.