پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

ملک تسلیم و رضا دولت درویشان است

کسوت فقر و فنا خلعت درویشان است

قسمت پادشهان سیم و زر و تاج و کمر

رنج و اندوه و بلا، قسمت درویشان است

نوبت پادشهان دبدبه کوس و دهل

بانگ مرغان سحر نوبت درویشان است

صبر ایوب و بلاها که بیعقوب رسید

داستانی زغم و محنت درویشان است

خرقه سبز مرقع که بدین زیب و ضیا است

بر سرو دوش فلک، کسوت درویشان است

جیب گردون که پر از رشته یاقوت و گهر

اجر و مزدی است که در خدمت درویشان است

کنج عزلت که نیابند بدو هرگز راه

پادشاهان جهان، خلوت درویشان است

چون به بندند از این دار فنا بار رحیل

وقت آسودگی و راحت درویشان است

گر نسب پادشهان راست ز جمشید و قباد

قل هو الله احد نسبت درویشان است

حرم و دیر که در کیش مسلمان و کشیش

شد چنین محترم، از حرمت درویشان است

مسند باد صبا بندگی دیو و پری

مختصر قصه ای از حشمت درویشان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷چهر حق را جلوه اندر کعبه و میخانه نیست
  2. شمارهٔ ۴۸ما را بشیخ شهر سوال و جواب نیست
  3. شمارهٔ ۴۹در مدرسه علم و عمل آموختنی نیست
  4. شمارهٔ ۵۰دوش با یک جام می ساقی خرابم کرده است
  5. شمارهٔ ۵۱هر چه پوئی جز ره حق باطل است
  6. شمارهٔ ۵۲قسم تو اگر بیش بود کم شدنی نیست
  7. شمارهٔ ۵۳بشکست اگر جام سر سنگ سلامت
  8. شمارهٔ ۵۴این کیست که او پرده ز رخسار کشیده است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.