پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

در سلسله عشق که بگسیختنی نیست

غیر از دل سودا زده آویختنی نیست

در سایه زلف تو نهد دام بلا را

هر فتنه که از چشم تو انگیختنی نیست

ما سر بکف خویش نهادیم درین کوی

از بخت سیه تیغ تو آهیختنی نیست

مردانه گوارا و بجان نوش کن ایدل

این جام بلا را که ز کف ریختنی نیست

خاکستر ما و تو گر افتیم بدوزخ

ایشیخ پس از سوختن آمیختنی نیست

سختم عجب آید که بود سختترش بند

هر بنده که از قید تو بگریختنی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴صوفی امروز مگرمست زجامی دگر است
  2. شمارهٔ ۴۵ملک تسلیم و رضا دولت درویشان است
  3. شمارهٔ ۴۶در ره عشق نامرادی نیست
  4. شمارهٔ ۴۷چهر حق را جلوه اندر کعبه و میخانه نیست
  5. شمارهٔ ۴۸ما را بشیخ شهر سوال و جواب نیست
  6. شمارهٔ ۴۹در مدرسه علم و عمل آموختنی نیست
  7. شمارهٔ ۵۰دوش با یک جام می ساقی خرابم کرده است
  8. شمارهٔ ۵۱هر چه پوئی جز ره حق باطل است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.