پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

بیا زاهد مزن دم زین خرافات

بزن ساغر که فی التاخیر آفات

زمستان میرسد فصل شتا را

مبر بیهوده جز در جمع کافات

تو گر از کعبه میائی من از دیر

مخور غم کاین دو رانبود منافات

بهر راهی که میخواهی بزن گام

غرض حق است زین قطع مسافات

ز قول کفر و دین در کیش ما نیست

حدیثی جز مواسات و موافات

نگردد باده صافی گر نباشد

سبو را با قدح در دل مصافات

صراحی نیمه شب غلغل زنان گفت

که التوحید اسقاط الاضافات

سخنها کمتر از دیو و پری گو

میفکن کودکانرا در مخافات

خرابم، بیخودم، مستم، رقم کن

بنام من سجل زین اعترافات

بنام مفتی و زاهد رقم کن

همه ملک ریا را با مضافات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵ملک تسلیم و رضا دولت درویشان است
  2. شمارهٔ ۴۶در ره عشق نامرادی نیست
  3. شمارهٔ ۴۷چهر حق را جلوه اندر کعبه و میخانه نیست
  4. شمارهٔ ۴۸ما را بشیخ شهر سوال و جواب نیست
  5. شمارهٔ ۴۹در مدرسه علم و عمل آموختنی نیست
  6. شمارهٔ ۵۰دوش با یک جام می ساقی خرابم کرده است
  7. شمارهٔ ۵۱هر چه پوئی جز ره حق باطل است
  8. شمارهٔ ۵۲قسم تو اگر بیش بود کم شدنی نیست
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.