پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

نیمه رفت از شب اکنون هیچکس بیدار نیست

فرصتی بهتر مرا زین نیمه از دیدار نیست

گفت سیاحی که من دیدم همه روی زمین

گوشه امنی بجز در خانه خمار نیست

گردیاری هست ویران است غیر از کوی یار

ورنه در دار جهان دیدم یکی دیار نیست

حائل و دیوار بسیار است اندر شهر تن

لیک در شهر دل و جان حائل و دیوار نیست

در فنای خویشتن کسرا نمی باید دلیل

خانه را اندر خرابی حاجت معمار نیست

دل بدر بردن ز دست دوست بس مشکل بود

لیک جان دادن بپای او بسی دشوار نیست

دیدم اندر دیر و مسجد صحبت شیخ و کشیش

جز متاع خود فروشی بر سر بازار نیست

پیر میخوران همه رفتار و گفتارش یکی است

گر موافق شیخ را کردار با گفتار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸بزم عشرت بژاژخائی نیست
  2. شمارهٔ ۳۹زردی برگ خزان عکس رخ زرد من است
  3. شمارهٔ ۴۰بندگی بر در مردان خدا دین من است
  4. شمارهٔ ۴۱این کیست چنین ستاده سرمست
  5. شمارهٔ ۴۲در سلسله عشق که بگسیختنی نیست
  6. شمارهٔ ۴۳بیا زاهد مزن دم زین خرافات
  7. شمارهٔ ۴۴صوفی امروز مگرمست زجامی دگر است
  8. شمارهٔ ۴۵ملک تسلیم و رضا دولت درویشان است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.