پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

بزم عشرت بژاژخائی نیست

پای خم جای هرزه لائی نیست

درد می را بخاک ره ریزند

در خرابات بی صفائی نیست

ماه خور داد پارسی آمد

موسم زهد و پارسائی نیست

شیخ بیچاره را ز کبر و حسد

جز بیکجرعه می رهائی نیست

خاک ره شو که در سرای مغان

پادشاهی به از گدائی نیست

دوش گفت آن طبیب دانشمند

درد بیدانشی دوائی نیست

زرع ما را که برگ بی برگی است

آفت ارضی و سمائی نیست

حج مردانه گرد خم داریم

حج ما حجه نسائی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰بندگی بر در مردان خدا دین من است
  2. شمارهٔ ۴۱این کیست چنین ستاده سرمست
  3. شمارهٔ ۴۲در سلسله عشق که بگسیختنی نیست
  4. شمارهٔ ۴۳بیا زاهد مزن دم زین خرافات
  5. شمارهٔ ۴۴صوفی امروز مگرمست زجامی دگر است
  6. شمارهٔ ۴۵ملک تسلیم و رضا دولت درویشان است
  7. شمارهٔ ۴۶در ره عشق نامرادی نیست
  8. شمارهٔ ۴۷چهر حق را جلوه اندر کعبه و میخانه نیست
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.