پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

خوبی بخوش اندامی و سیمین ذقنی نیست

حسن آیت روح است بنازک بدنی نیست

این حسن قبولی است خدا داده بخوبان

از موهبت غیب که جانی است، تنی نیست

این واعظ اگر چند سخن سنج و سخنگو است

چون پیر خرابات بشیرین سخنی نیست

این دیر مغان است و همه مست و خرابند

ایشیخ برو محفل مائی و منی نیست

چون پسته خندان تو با لعل سخندان

گر طوطی هند است بشکر شکنی نیست

عشق است و غریب است و خوش افتد بغریبان

کین پیشه جز آوارگی و بی وطنی نیست

دنیا طلبی علم غراب است وی آموخت

این پیشه بقابیل که جز گور کنی نیست

معشوقه دنیا ز شه دین سه طلاق است

زآنروی که یاقوت لبش بوالحسنی نیست

هر انجمن از شمع رخش روشن وعشاق

گویند که شمع رخ او انجمنی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹زردی برگ خزان عکس رخ زرد من است
  2. شمارهٔ ۴۰بندگی بر در مردان خدا دین من است
  3. شمارهٔ ۴۱این کیست چنین ستاده سرمست
  4. شمارهٔ ۴۲در سلسله عشق که بگسیختنی نیست
  5. شمارهٔ ۴۳بیا زاهد مزن دم زین خرافات
  6. شمارهٔ ۴۴صوفی امروز مگرمست زجامی دگر است
  7. شمارهٔ ۴۵ملک تسلیم و رضا دولت درویشان است
  8. شمارهٔ ۴۶در ره عشق نامرادی نیست
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.