پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹

زردی برگ خزان عکس رخ زرد من است

نیز سرمای زمستان ز دم سرد من است

آسمان نیز که گه خندد و گه گرید زار

در غم و شادی از آنست که همدرد من است

بر تر از طارم افلاک کزین توده خاک

کامی آن سو ننهد همت نامرد من است

دشمن خویش منم نیست کسی چیره بمن

بجز این اهرمنی خو که هما ورد من است

گر از این ملک غریبی بوطن باز رسم

طوق و تاج مه و خورشید ره آورد من است

از زمین آنکه بیک گام سوی بام فلک

ره کند، آه کمند افکن شبگرد من است

کعبتین مه و خورشید که بر نطع فلک

میزند دور دغل لعبتی نرد من است

نفحه باد سحرگه که جهان زنده بدوست

اثری از نفس غالیه پرورد من است

جنگ اهریمن و جم، رزم بلیس و آدم

که شنیدی، همه افسانه ناورد من است

بر سر توده خاکم بحقارت مگذر

که فلک نیز غباری سیه از گرد من است

مختصر گر ز حساب دو جهان هر چه نگاشت

قلم قدرت یزدان، همه یکفرد من است

از لب حضرت ایشان سخنی گفت حبیب

ورنه این دعوی بیهوده نه در خورد من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱این کیست چنین ستاده سرمست
  2. شمارهٔ ۴۲در سلسله عشق که بگسیختنی نیست
  3. شمارهٔ ۴۳بیا زاهد مزن دم زین خرافات
  4. شمارهٔ ۴۴صوفی امروز مگرمست زجامی دگر است
  5. شمارهٔ ۴۵ملک تسلیم و رضا دولت درویشان است
  6. شمارهٔ ۴۶در ره عشق نامرادی نیست
  7. شمارهٔ ۴۷چهر حق را جلوه اندر کعبه و میخانه نیست
  8. شمارهٔ ۴۸ما را بشیخ شهر سوال و جواب نیست
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.