پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

چشم تو امشب شده مست از شراب

چشم من از حالت چشمت خراب

یافته مشکوی من از مشک بوی

تافته از روزن من آفتاب

هیچ نگنجد بخیالم که تو

در برم آئی بچنین شب بخواب

بسکه لذیذ است سخن گفتنت

هیچ ندانم ز سئوالت جواب

بسکه شکر خنده و شیرین لبی

هیچ نفهمم ز خطابت عتاب

از لب چون لعل بجای سخن

قند و شکر آوری و شهد ناب

شب که نه با لعل توام روز شد

شایدم ار عمر نگردد حساب

یکنفس آخر بنشین در برم

جان من اینقدر چه داری شتاب

یکنفس امشب چه شود گر حبیب

از لب لعل تو شود کامیاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳ایکه گوئی شاه خوبانرا وفائی نیست، هست
  2. شمارهٔ ۳۴در کوی عشقبازی ننگ است و نام نیست
  3. شمارهٔ ۳۵بندگی درکوی عشق از پادشائی خوشتر است
  4. شمارهٔ ۳۶نیمه رفت از شب اکنون هیچکس بیدار نیست
  5. شمارهٔ ۳۷خوبی بخوش اندامی و سیمین ذقنی نیست
  6. شمارهٔ ۳۸بزم عشرت بژاژخائی نیست
  7. شمارهٔ ۳۹زردی برگ خزان عکس رخ زرد من است
  8. شمارهٔ ۴۰بندگی بر در مردان خدا دین من است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.