پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

ایدو زلفت سپاه بی ترتیب

وی دو مژگانت فوج بی سر تیب

بکش و جور کن که گفته عرب

در مثل ضربه الحبیب زبیب

نوبهار رخ تو را مرساد

هرگز از آفت خزان آسیب

خضر را چشمه حیات و مرا

لب لعلت خدای کرده نصیب

لبی و صد هزار سحر و فسون

چشمی و صد هزار مکر و فریب

آمد آن تیره شب بشکل مریب

هیکل معجب و مثال غریب

ساتر عیب و قائد احباب

مایه عیش و موجب تحبیب

می ده ایچهره تو غیرت ماه

که ستاره نهاد رو بنشیب

می روشن به تیره شب نیکوست

که بود تیره شب بهار اریب

روز روشن بباده روشن

نکشد رای هوشمند ادیب

با می ناب کن خضاب انگشت

چون فلک بر کشید کف خضیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲برخیز و در قدح فکن آن جوهر مذاب
  2. شمارهٔ ۳۳ایکه گوئی شاه خوبانرا وفائی نیست، هست
  3. شمارهٔ ۳۴در کوی عشقبازی ننگ است و نام نیست
  4. شمارهٔ ۳۵بندگی درکوی عشق از پادشائی خوشتر است
  5. شمارهٔ ۳۶نیمه رفت از شب اکنون هیچکس بیدار نیست
  6. شمارهٔ ۳۷خوبی بخوش اندامی و سیمین ذقنی نیست
  7. شمارهٔ ۳۸بزم عشرت بژاژخائی نیست
  8. شمارهٔ ۳۹زردی برگ خزان عکس رخ زرد من است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.