پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

من خرابم شش جهت آباد باشد یا خراب

آرد گشتم من بگردد یا نگردد آسیاب

خواهم ایچشم جهان بین از تو یک دریا سرشک

تا بشویم هر چه خواندم از همه علم و کتاب

بوالعجب خوابی که میدانم بخوابستم ولی

ره به بیداری نیارم بردن از این طرفه خواب

چون نپردازم حساب خویشتن با خویشتن

من که می بینم بچشم خویشتن یوم الحساب

داوری دارم بسی با خویش ای داود وقت

داوری کن چون ترا داده است حق فصل الخطاب

خویش را از خویش بشکن تا شوی ای قطره بحر

از تهی مغزی چرائی باد در سر چون حباب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱چشم تو امشب شده مست از شراب
  2. شمارهٔ ۳۲برخیز و در قدح فکن آن جوهر مذاب
  3. شمارهٔ ۳۳ایکه گوئی شاه خوبانرا وفائی نیست، هست
  4. شمارهٔ ۳۴در کوی عشقبازی ننگ است و نام نیست
  5. شمارهٔ ۳۵بندگی درکوی عشق از پادشائی خوشتر است
  6. شمارهٔ ۳۶نیمه رفت از شب اکنون هیچکس بیدار نیست
  7. شمارهٔ ۳۷خوبی بخوش اندامی و سیمین ذقنی نیست
  8. شمارهٔ ۳۸بزم عشرت بژاژخائی نیست
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.