پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

پر کن از خم می کدوی مرا

تر کن از جام می گلوی مرا

تو که سیراب گشته ای زین جوی

نیز در جوی زن سبوی مرا

یا کدوی مرا پر از می کن

یا بهم در شکن کدوی مرا

عدوی خیره چیره شد بر من

بشکن ای دست حق، عدوی مرا

ای خلیل من آذر بتگر

باز بتخانه کرد کوی مرا

کلک این بت تراش چابک دست

نقش بت کرد چار سوی مرا

چار مرغند فتنه جو با من

بکش این چار فتنه جوی مرا

طمع و شهوت است و حرص و امل

بشکن این چار زشت خوی مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰ایدو زلفت سپاه بی ترتیب
  2. شمارهٔ ۳۱چشم تو امشب شده مست از شراب
  3. شمارهٔ ۳۲برخیز و در قدح فکن آن جوهر مذاب
  4. شمارهٔ ۳۳ایکه گوئی شاه خوبانرا وفائی نیست، هست
  5. شمارهٔ ۳۴در کوی عشقبازی ننگ است و نام نیست
  6. شمارهٔ ۳۵بندگی درکوی عشق از پادشائی خوشتر است
  7. شمارهٔ ۳۶نیمه رفت از شب اکنون هیچکس بیدار نیست
  8. شمارهٔ ۳۷خوبی بخوش اندامی و سیمین ذقنی نیست
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.