پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

فکر و اندیشه بیهوده چرا

حسرت بوده و نابوده چرا

گفتن و کردن بی جا و خلاف

که خداوند نفرموده چرا

از غم و حسرت دنیای دنی

رخ بخون جگر آموده چرا

داشتن دل بهوای زر و سیم

روز و شب سوده و فرسوده چرا

طعنه و تسخر پکان جهان

با چنین دامن آلوده چرا

خفتن اندر بگذرگاه فنا

با چنین خاطر آسوده چرا

خواجه کز بیخردی مثل خر است

این همه بار برافزوده چرا

رخ ز پوزش بدر بی خردان

کردن از بیخردی سوده چرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴شیخنا تا کی گران‌تر می‌کنی عمامه را
  2. شمارهٔ ۱۵بحر اندیشه فرو برده بیک بار مرا
  3. شمارهٔ ۱۶ای برده دل ما و سپرده دل خود را
  4. شمارهٔ ۱۷امشب آن ترک وعده داده مرا
  5. شمارهٔ ۱۸از عقل، عشق کرده عجب بی خبر مرا
  6. شمارهٔ ۱۹صافی آبست ز آبگینه هویدا
  7. شمارهٔ ۲۰چه شده باز چه افتاده مرا
  8. شمارهٔ ۲۱خیل انده ز جای برد مرا
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.